عید سعید غدیر خم مبااااااااااااارک
یه سری از off line…هایی که بعضی از دوستان واسم گذاشتن...
محبت مثل سکه میمونه...اگه بیفته تو قلک قلب کسی نمی شه درش اورد...اگرم بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی...
پسری بودم که اسم نداشت. با دختری اشنا شدم که وجود نداشت. به شهری رفتیم که ادم نداشت. به رستورانی رفتیم که غذا نداشت. با قاشق چنگالی غذا خوردیم که دسته نداشت. اون غذا اصلا مزه نداشت. ولی سر کار گذاشتن تو خیلی مزه داشت...
با کسی رفاقت کن و دوست باش که وقتی باهاش دعوات شد زورت بهش برسه و بتونی بزنیش...
دو تا ادم برفی در دو طرف رودخانه ای با دیدن هم عاشق هم می شوند...اونا از عشق هم اب می شوند تا شاید تو اب رودخونه به هم برسن...
انان که خاک را به نظر کیمیا کنند باشد که گوشه چشمی به ما کنند
میگی لبخند ربطی به مرگ نداره ...ولی تو بخند تا من برات بمیرم...
چهار چیز هست که نمی توان انها را بر گرداند...سنگ پس ار رها کردن...حرف پس از گفتن...موقعیت پس از پایان یافتن...زمان پس از گذشتن...
نمی گم که برام قدر یه ذنیا عزیزی چون دنیا یه جایی تموم می شه...نمی گم که مثل گلی چون گل یه روز پژمرده می شه...نمی گم دوست ارم چون اصلا دوست ندارم...
در پی کاهش جمعیت پسران نسبت به دختران...در خیابان...دختر:جووووووووون...جیگر توووووو...پسر:اییییییییییش گمشو....دختر:شماره بدم زنگ می زنی؟ پسر: واه واه مگه خودت پدر و برادر نداری...چرا مزاحم پسر مردم می شی؟!
به همه لبخند بزن اما به یه نفر بخند...همه رو دوست داشته باش اما به یه نفر عشق بورز...تو قلب همه باش اما قلبت مال یه نفر باشه...
اگه دیدی تو اسمون هیچ ستاره ای نیست ناراحت نشو...خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم...
یه قورباغه با یه اردک ازدواج می کنن اگه گفتی اسم بچشون چی می شه؟.......بچه دار نمی شن . واسشون دعا کن ...زندگی شون داره از هم می پاشه...
در رویاهای کودکانه اموختم به چیزی که به من تعلق ندارد فکر نکنم...اما ناگهان او همه ی فکرم شد...
همیشه برای کسی بخند که می دونی به خاطر تو شاد می شه...واسه کسی گریه کن که می دونی وقتی غصه داری و اشک می ریزی برات اشک می ریزه...برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه...عاشق کسی باش که دوستت داشته باشه...
اگه بهم نگی دوستم نداری جوجو می شم می رم تو باغچه...اونقدر جیک جیک می کنم تا گربه بیاد و منو بخوره...
خواب دیدم من و تو رفتیم جهنم...تو رو انداختن تو وان عسل .منو هم انداختن تو وان نون...تو به من خندیدی...یه دفعه ندا اومد وقت تمومه همدیگه رو بیلیسید...
من یه لیوان چایی داغ رو به تو ترجیح می دم...چون چایی فقط زبونم رو می سوزونه ولی تو دلمو...
گر چه از دوری این فاصله ها غمگینم از همین راه دور تو را می بوسم...
کسانی رو که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم...ما گریه می کنیم برای کسانی که به فکرمون نیستن...و ما به فکر کسانی هستیم که هیچ وقت برامون گریه نمی کنن...
قلب پسرا مانند پارکینگی است که هیچ گاه تابلوی ظرفیت تکمیل برای ان نصب نمی شود....
می نویسم د ی د ا ر ت و اگه بی منو دل تنگ منی ...یک به یک فاصله ها رو بردار...
اگه یه روزی یه کسی یه جایی تمام دنیاش لبخند تو بود پس تو هم یه روزی یه جایی با یه لبخند یادش کن...
فرار اطلسی ها با تو باشد ÷ناه بی کسی ها با تو باشد تمام لحظه های خوب یک عمر به جز دلواپسی ها با تو باشد
جرج الن:اگر کسی را دوست می داری به او بگو...زیرا معمولا قلبها با کلماتی که ناگفته می مانند می شکنند..
محبت تنها هدیه ایست که احتیاج به بسته بندی ندارد...
دعوتت می کنم امشب به نبودنم به یادم .تو به من دنیا رو دادی من به تو خاطره دادم..دعوتت می کنم امشب به دلی که بی تو سرده ... به دلی که پرپر است... به دلی که توبه کرده...